محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
34
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به هشام شباهت فراوان داشت در يكى از روستاهاى اشبيليه مؤذن بود . هنگامى كه از مسجد بيرون مىآمد به استقبالش رفتند و جامهء خلافت به او پوشيدند . ابن عباد و پسران و خويشاوندانش زمين خدمت ببوسيدند و او را به القاب خلافت مخاطب قرار دادند ؛ سپس او را به قصر بردند . مردم دستهدسته براى بيعت با او حاضر مىشدند و او از پشت پرده با آنان سخن مىگفت و اعلام كرد كه مقام حاجبى خويش به اسماعيل بن عباد داده است . ابن القطان مىگويد كه اين مدعى ، خلف الحصرى نام داشت و سخت به هشام شبيه بود . چون او را به اشبيليه آوردند ، در ميان مردم بانگ زدند كه شكر نعمتى را كه خداوند به شما ارزانى داشته بجاى آوريد . اين است مولاى شما امير المؤمنين هشام كه ايزد تعالى نزد شما بازگردانيد و با آمدن او خلافت در شهر شما مقام گرفت . خداوند مقر خلافت را از قرطبه به اشبيليه آورد . پس بدين نعمت سپاس او گوييد . « 3 » داستان ظهور هشام در همهجا پيچيد . ابن عباد به ديگر شهرهاى اندلس نامه نوشت و از رؤساى شهرها خواست با هشام المؤيد بيعت كنند . جز چند تن از غلامان پيشين عامرى كس وجود او را تصديق نكرد . تنها ابو الحزم بن جهور به همان علل كه ابن عباد را به جعل هشام وادار كرده بود ، به وجود او اعتراف نمود . ابو الحزم بن جهور نيز مىخواست با روى كار آوردن خليفهاى اموى ولو مجعول ، از نفوذ بنى حمود بكاهد . فيلسوف ابن حزم در باب اين خليفهء خيالى مىگويد : « پديدهاى است كه در عالم مانند آن ديده نشده است » . سپس مىگويد اين فضاحتى است كه تا به امروز مانند آن در عالم اتفاق نيفتاده است . چهار تن در مسافت سه روز راه ، خود را امير المؤمنين مىگويند و به نام خود خطبه مىخوانند : خلف الحصرى در اشبيليه خود را هشام المؤيد مىداند ، محمد بن قاسم بن حمود در جزيره ، محمد بن ادريس بن على بن حمود در مالقه ، و ادريس بن يحيى بن حمود در بيشتر . « 4 » پس از اين واقعه ابن عباد آمادهء بازگرفتن قرمونه از يحيى المعتلى شد . افواجى از سپاه خود را با پسرش اسماعيل و طايفهاى از بربر كه با او همپيمان شده بودند
--> ( 3 ) . رجوع كنيد به ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 199 و 200 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 154 . ( 4 ) . ابن حزم : نقط العروس ( المنشور بمجلة كلية الاداب ، دسامبر 1951 ) ، ص 83 و 84 .